ImamatKarbarView

صفحه نماز جمعه شهرائمه جمعه سابق | l
حسین فلسفی راد
l - ائمه جمعه سابق
موانع قرب الهی، غضب
خطبه نماز جمعه 1391/6/17
موانع قرب الهی، غضب
صوت خطبه اول
صوت خطبه دوم
فايل پی دی اف
خطبه اول

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ

 

الحَمدُ لِله رِضٍي بِحُكمِ اللهِ ، شَهِدتُ اَنَّ اللَّهَ قَسَمَ مَعايِشَ عِبادِه بالعَدل، وَاَخَذَ علي جَميعِ خَلقِه بِا لفَضل، وَ الصَلواةُ والسلام علي اَمِينِهِ علي وَحيه وَ نَجيبِه علي خَلقِه وَصَفَيّهِ مِن عِبادِه مُحَمَّدٍ بنِ عَبدِ اللهِ صَلي اللهِ عليه وآلِه وَ سَلَم سِيما علي امامِ الرَحمه وقائِدالخَير وَمِفتاحِ البركه مولانا المَهدي عليه السلام صَلواتُ الله وَ سلامه عليه وعلي اَجداده وآبائِه وَلعن الدائِم علي اعدائِهِم اَجمَعين عِبادُ الله.

اوصيكُم بِتَّقوي الله وَايثار طاعِتِه واتِّباعِ ما اَمَرَ بِه في كتابِه من فرائِضه وَسُنَنِه (مقدمه داشتن تقوي، اطاعت خدا بر كارهاي ديگر)

 

در هفته گذشته عرض شد مهمترين مانع رسيدن به قرب الهي متابعت ازهواي نفس بود وجهاد با نفس،كوتاهترين راه دوري از شيطان وقرب الهي است.

امير المؤمنين در حد يثي فرمودند:  اَيُها النّاس انَّ اَخوَفَ ما اَخافُ عَلَيكُم اثنان اِتباعُ الهَوي وَطول الامل فَاَمّا اتباعُ الهَوي فَيَصُدُ عن الحُق و اما طول الامَل فَينَسيِ الاخره.

 

كساني كه از هوي نفس متابعت كرده اند گرفتار دو خطر يكي در دنيا ويكي هم درآخرت شده اند .

 در دنيا: شيطان بر او مسلط شده،غرق در لذت و شهوات دنيا گرديده و دفعتاً مرگ اورا فرا مي گيرد. 

در آخرت: هم از خداوند ورحمت خداوند دور مي شود، به عذاب سخت الهي گرفتار مي شود وشفاعت انبياء واولياء الهي شامل حالش نمي گردد.

امير المؤمنين در يكي از شبها از كوچه اي عبورمي كردند از درب منزلي رد شدندصداي حزين وجميل مردي را شنيدند كه قرآن تلاوت مي كردسلمان به آقا عرض كرد عجب قرآني مي خواند،چه انسان خوبي، مولا علي فرمودند:سلمان عجله نكن . در جنگ صفين امير المؤمنان از ميان كشته ها عبور مي كردند در اين هنگام چشم مولا به جنازه مردي افتاد،سلمان را صدا زدند وفرمودند سلمان اين مرد را مي شناسي ،سلمان عرضه داشت خير آقا، آقا فرمودند اين همان مردي است كه آن شب قرآن تلاوت مي كردند اما الان در سپاه معاويه عليه امام حق وعدالت شمشير مي زند،اين به خاطر متابعت از هواي نفس است.

هوي نفس لشكرياني دارد، يكي از لشكريان هوي نفس غضب است.

مرحوم دهخدا كلمه غضب رابه معناي خشم گرفتن وخلاف خشنودي بكار برده است و در اصطلاح: خشم وغضب نيروي است كه براي حفظ وپاسداري از حق كه درنهاد انسان گذارده شده است اما اگر از محور اصلي خويش خارج گردد تبديل به يكي ازرذائل اخلاقي مي شود.

در واقع انسان را مي توان در مورد اين حالت نفساني به سه دسته تقسيم كرد:

 

دسته اول: كساني كه در هنگام غضب افراط مي كنند،از حد و مرز ايمان خارج مي شوند.

دسته دوم: كساني هستند كه اساساً خشمگين نمي شوند وحتي در جائي كه شرع ودين دستور به عصبانيت مي دهد از خشم استفاده نمي كننداين گونه افراد ،افراد بي غيرت وبي هويت اند.

در روايتي آمده كه خداوند عده اي از ملائكه براي عذاب قومي فرستادولي آنها ماموريت خويش را انجام نداده برگشتندوعرض كردند بار الها ما درميان اين قوم پيرمرد عابدي راديديم كه در دل شب بيداربود وعبادت مي كرد وما نتوانستيم آنها را عذاب كنيم، به آنها وحي شد كه دوباره برگرديدوآن آبادي را ويران كنيدوآن پيرمرد را هم نابود سازيدزيرا  لَم يَحمَّرَ وُجهُهُ لغَضَبٍ قسطٌ  عابدي كه در نيمه هاي شب عبادت مي كرد حتي يك بار هم صورتش سرخ نشدهبراي رضاي خدا،در مقابل گناه خشمگين نشده وبه رگ غيرتش بر نخورده است.

 

دسته سوم:  كساني هستندكه در جائي كه بايد خشمگين شوندخشمگين وهيچ وقت ازمدار اعتدال وحق خارج نمي شوند.اين گروه افرادديندار وبا ايمان هستند كه نمونه بارزآن سپه سالارلشكرامير مؤمنان حضرت مالك اشتراست.موقعي كه از بازار رد مي شودوعده اي ارازل واوباش بر روي او جسارت مي كنندومالك از مدار حق خارج نمي شودوحتي براي اودعا هم مي كند. چون او خود شاگرد اميرمؤمنان است كه در جنگ عَمرِ بن عَبدود بر خشم خودغالب مي شودواز مدار حق خارج نمي شود.

 

باد خشم وبادشهوت باد آز                                  برداورا كه نبوداهل نماز

كو هم وهستي من بنياداوست                          ور شوم چون كاه بادم ياد اوست

خشم بر شاهان شه ومارا غلام                         خشم را هم بسته ام زير لگام

تيغ حلمم گردن خشمم زده است                      خشم حق برمن چورحمت آمده است

 

در سيره رسول خدا هم دارد كه هيچ وقت پيامبر براي امور دنيايي عصباني نمي شد،اما هرگاه براي حق غضبناك مي شداحدي اورا نمي شناخت . اگر انسان بتواند در حالت خشم وغضب مالك نفس خويش باشداورا مي توان از افراد نيرومند وتوانا برشمرد چراكه كنترل نفس سركش درآن حالت، ايمان واراده اي والاوقوي لازم دارد كه خيلي از انسانهانمي توانند از عهده اش برآيند.

اگر مروري بر صفحات حوادث در رسانه ها داشته باشيم اكثر حوادث ناگوار ريشه در عدم توانايي مجرمين در كنترل خشم وغضب دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  خطبه دوم                                                                                                                             17/6/91

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ

 

اَلحَمدُ لِلّهِ الَذي اِليهِ مَصائِرُ الخَلق، وَعَواقِبُ الام نَحمَدُهُ علي عَظيمِ احسانِه وَنَيِّر بُرهانِه و نَوايِ فَضلِه وَامتِنانِه .وَالصَلواةِ و السَلام علي اَشرَفِ الاَنبياءِ وَالمُرسلين حَبيبِ اِلهِ العالَمين الذي سَمَيتُ فِي السَّماءِ بِا حُمد وَ فِي الاَرضين بِا اَبَي القاسِم المُصطَفي مُحَمَّدوَعَليِ بنِ عمُّهُ علي بنِ ابيطالِبِ وسيدَةِ نِساءِ العالَمين وَعلَي الحَسَنِ وَ الحُسين وَعَلي عليِبن الحُسين زين العابيدين.

اوصيكُم عِبادَ اللهِ بِتَقوي اللهِ الذي اَلبَسَكُم الرِّياش واَسبَغَ عَلَيكُم المَعاش.

 

 

 

يكي از دستورات مقام معظم رهبري: تكيه بر مردم وتقويت سرمايه گذاري هاي مردمي است.

امروزه مي بينيم دشمن با برنامه ريزي هاي دقيق وگام به گام درصدد به زانو درآوردن ملت ايران است، مي خواهند انقلاب را زمين بزنند،مي خواهند مردم را به نظام اسلامي دلزده كنند، افراد درچنين شرايطي مقام معظم رهبري اقتصاد مقاومتي رابه مسئولين دستورمي فرمايند.

اقتصاد مقاومتي: معنايش اين است كه ما يك اقتصادي داشته باشيم كه هم روند روبه رشد اقتصادي در كشور محفوظ بماند وهم آسيب پذيريش كاهش پيدا كند. مقام معظم رهبري در تبيين اقتصاد مقاومتي به تبيين اركان آن پرداختند و فرمودند اقتصاد مقاومتي اركاني دارد كه از مهمترين اركان آن :   1) تكيه بر مردم         2) حمايت از توليد داخلي          3) مديريت مصرف و پرهيز از اسراف

4) اقتصاد دانش بنيان واستفاده از نظر كارشناسان و صاحب نظران

وقتي بعضي سران تشريف بردند خدمت مقام معظم رهبري يكي از سران عرضه داشت من كه خود دكتراي بين الملل رشته اقتصاد هستم وقتي اين نظريات شمارا مطالعه كردم برايم جديد وتازه بود.

دومين مناسبت شهادت امام بحق ناطق جعفر محمد بن الصادق عليه السلام است كه به همه شما تسليت وتعزيت عرض مي كنم. ابن بابويه قمي وقطب راوندي روايت كرده اند كه از امام زين العابدين پرسيده شدكه امام بعداز شما كيست؟ امام فرمودند: محمدباقر كه علم را مي شكافد. سؤال شد بعد از آقا امام باقر چه كسي است؟ ايشان فرمودند: جعفر كه نام او صادق است. راوي عرض كرد كه همه شما صادق هستيد چرا اورا صادق گفته اند؟ امام فرمودند: كه پدرم از رسول خدا دستوردادندكه چون فرزندم جعفر متولدشداورا صادق بگذاريدزيرا پنجم از فرزندان او جعفر نام خواهد داشت ودعوي امامت مي كند، بعد امام گريه كردند وفرمودند مي بينم كه جعفر كذاب خليفه جور وظلم زمان خودش را در تفحص امام غائب تحريك خواند كرد.

عصر امام صادق عليه السلام از نظر اجتماعي ، فرهنگي وسياسي استثنائي است،چون به خاطر درگيري امويان وعباسيان امام صادق عليه السلام توانستند موقعيت ويژه اي براي ترويج مذهب بدست بياورند.چون امام صادق نه زمينه قيام مسلحانه داشتند ونه سازش با حكام ستمگر ودنياگراي بلاد اسلامي را مشروع مي دانستند، از اين روجهاد فرهنگي را شروع نمودند وبه تربيت نيروهايي براي گسترش فرهنگ قرآن وعترت پرداختند ودر اين باره بيش از چهارهزار شاگردراتربيت نمودند.

هشام بن سالم مي گويد: روزي مرد شامي بر امام وارد شد ودر محضر امام نشست، گفت من شنيده ام شما به همه سؤالات جواب مي دهيد امام فرمودند درباره چه موضوعي ، او گفت در باب كيفيت قرائت قرآن امام رو به حمران كردند وفرمودند حمران، جوابش را بده مرد شامي عرض كرد مي خواهم با شما ،امام فرمود اگر اورا شكست دادي من باتو مذاكره خواهم كردوبحث كردوشكست خورد، سپس گفت در زمينه لغت وادبيات عرب ،امام روبه ابان بن نغلب كردندوفرمودند جوابش رابده،از اوهم شكست خورد.سپس گفت مي خواهم در فقه، سؤالاتي داشته باشم امام رو به زاره كردندوفرمودندجوابش رابده جوابش رادادوشكست خورد، گفت مي خواهم سؤالاتي در باب كلام، داشته باشم امام روبه مؤمن طاق كردندوفرمودند جوابش رابده وبازهم شكست خورد.

اما يكي از شاگردان امام، ابوحنيفه ، رئيس مذهب حنفي هاست ،او مي گويد(( لولا السَفَتان لَهَلكِ النَعمان)) اگر همان دو سال شاگردي نبود من هم هلاك مي شدم. چرا چون مش ودأب ومبناي ابو حنيفه بر قياس بود،امام بارها اورا از اين عمل بازداشت وبا طرح سؤالاتي اورامتوجه مي كردكه قياس در دين خدا جايز نيست وقياس كار،شيطان است.

امام روزي به اوفرمودند: حكم زنا سخت تر است يا قتل . اوگفت قتل، امام فرمودند: پس چرا زنا چهارشاهد لازم است اما قتل دو شاهد.

امام فرمودند: نماز مهمتر است يا روزه، اوگفت روزه .امام فرمودند چطور زني كه عذر شرعي دارد نمازها رالازم نيست قضاكند اماروزه  ها رابايد بگيرد.آنگاه امام فرمودند: نظرت درباره اين آيه چيست؟ كه روز قيامت ازنعمت ها سؤال مي شود،او گفت از همين آب ونان .امام فرمودند: اگر كسي خانه ات بيايدوازاوپذيرايي كني آنگاه از او سؤال كني وبراومنت بگذاريآيا اين درست است،گفت نه امام فرمودند پس اين نعمت، نعمت ولايت اهلبيت است.

حسین فلسفی راد
امام جمعه شهر: ائمه جمعه سابق
استان : l
تاریخ انتصاب : -
متاسفانه برای این قسمت محتوایی یافت نشد.