ImamatKarbarView
اسراف
مطالعه هشدارهای قرآن و حدیث
این بینشها آنقدر تأثیرگذارند که کسی نمیتواند بخواند و در رفتارش، تحوّل پیدا نکند.
آیا همین بس نیست که خداوند میفرماید: اسراف نکنید، خدا اسرافکار را دوست ندارد.
بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید او (خدا) اسرافکاران را دوست ندارد.
اینجا خداوند خودش را با ضمیر معرفی کرده، گویی رویَش را از اسرافکار گردانده است. البته خداوند دوستدار سختگیری بر خویشتن و زندگی اطرافیان نیست و نام آن را تقتیر نهاده و میفرماید:
«وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَاماً»؛
یعنی کسانی که وقتی انفاق میکنند، زیاده روی ننموده و خسّت به خرج نمیدهند؛ بلکه چیزی بین (افراط و تفریط) را انجام میدهند.
چقدر بد و تکان دهنده است که انسان اسرافکار، در کنار فرعون معرفی شود که قرآن دربارهاش میگوید:
«إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ»؛
به جدّیت که فرعون از اسرافکاران بود.
چقدر زشت است که انسان در کنار قوم لوط شناسایی شود؛ زیرا قرآن آنان را نیز از اسراف کاران معرفی میکند.
محرومیّت و ابعاد آن
امام صادقعلیه السلام فرمودند:
پیامبر شب پنجشنبهای میخواستند در مسجد قبا افطار کنند، پس پرسیدند آیا شربتی هست؟
اوس بن خوله انصاری، شیری آورد که مخلوطی از عسل داشت. همینکه پیامبرصلی الله علیه وآله آن را چشید، کنار گذاشت و فرمود: یک شربت برای خورندهاش کافیست. البته من نمیخورم، امّا تحریم نمیکنم. ولکن (در برابر نعمت) برای خدا تواضع میکنم. پس هر که فروتنی برای خدا کند، خدا بلندش میگرداند و هر کس تکبّر نماید، پستش مینماید.
و هر کس در معاش میانه روی کند، خداوند روزیاش میدهد و هر کس بریز و بپاش کند، خداوند محرومش میکند و هر کس یاد مرگ کند، خداوند دوستش میدارد.
هم اکنون به ابعاد این محرومیّت، میپردازیم:
1- محرومیت از هدایت
بزرگترین تنبیه محرومیت از هدایت، برای آدم اسرافکار است.
قرآن میگوید:
«إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ»؛
خداوند اسرافکار دروغگو را هدایت نمیکند.(20)
بدتر از این، خدا او را گمراه میکند که البته این یک گمراهی جزایی و عقوبتی است. عقوبتی برای اسراف و شکّاک بودن.
2- عذابهای سخت آسمانی
حضرت ابراهیم پرسید: این فرستادگان مأموریت شما چیست؟
گفتید: ما به سوی مردمی مجرم و پلیدکار فرستاده شدهایم، تا سنگهایی از گِل رُس بر آنان فرو فرستیم که نزد پروردگارت برای اسرافکاران نشانهگذاری شده است.
3- قحطی و کمبود در مواد اساسی مورد نیاز
درباره این موضوع، تردیدی نیست که چنین عقوبتی کاملاً منطقی است؛ زیرا محدودیت منابع با اسراف و زیاده روی نسبت مستقیم دارد و مصرف خارج از حدّ، میتواند به خطر جدّی در منابع غذایی بینجامد. امّا نکته مهمتر عقوبتی است که خداوند خودش اقدام خواهد نمود:
قومی از بنی اسرائیل که به اهل نهر ثرثار مشهور بودند، در شرایطی خوب از آب و زمین زندگی میکردند که محصول بسیار زیاد و مرغوب از گندم داشتند و از این گندم مرغوب نانهایی میپختند، نازک و سفید؛ مثل پارچه لطیف. این نعمت زیاد آنقدر آنان را مغرور و اسرافکار نموده بود که زنان به جای پارچه از همان نانها برای پاک کردن مدفوع بچهها استفاده میکردند!
روزی مرد صالحی زنی را دید که طفل خود را با نان پاک میکند گفت: از خدا بترسید و نعمت خدا را از خود بر نگردانید، آن زن گفت: ما را از گرسنگی میترسانی؟ تا این نهر جاری است ما از گرسنگی نمیترسیم!
آنها آنقدر این کار را انجام دادند که انباشتی عظیم، چون کوه در خارج از شهر از این نانها ایجاد شد.
ناگهان خداوند بر آنها قحطی را با منع باران و گیاه زمین، نازل نمود و چنانکه به کمبود و نایابی غذا و به ویژه نان، دچار شدند که مجبور شدند، برای استفاده از همان نانها در خارج شهر صف بکشند و نوبت بگیرند!
قرآن از این موضوع چنین یاد میکند:
«وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیَةً کانَتْ آمِنَةً...»؛
خداوند (برای آنها که کفران نعمت میکنند) مثلی زده است: منطقه آبادی را که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزیاش به طور فراوان از هر کسانی میرسیده، امّا نعمت خدا را کفران کردند و خداوند به خاطر اعمالی که انجام میدادند، لباس گرسنگی و ترس به اندامشان پوشاند.
امام صادقعلیه السلام در این باره فرمودند:
گروهی از بنی اسرائیل آنقدر زندگی مرفهی داشتند که حتی از مواد غذایی، مجسمههای کوچک نمیساختند و گاهی بدن خود را با آن پاک میکردند. امّا سرانجام کار آنها به جایی رسید که مجبور شدند، همان مواد غذایی آلوده را بخورند و این همان است که خداوند در قرآن فرموده: «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً».
نکته زیبا در قرآن این است که توصیف گرفتاری و قحطی را با این تعبیر یاد میکند، خداوند لباس گرسنگی را به آنها چشانید!
مگر لباس چشیدنی است؟ منظور قرآن از شمول و فراگیری این بدبختی و قحطی، چنان است که همان طور که لباس همه جای وجود را در بر میگیرد و انسان با پوست و گوشتش آن را حس میکند، پس آن قحطی در اثر عقوبت چنان فراگیر شد، مانند لباسی که به تن انسان میچسبد، ناراحتی آن را چشیدند.
4) تغییر در ذهنیت نسبت به داراییها
یکی از عوامل نجات از اسراف، توجّه به این نکته است که برخورداری از امکانات مالی و مادی را یک امتیاز برای خود ندانیم؛ زیرا از انگیزههای مهم غفلت و رفتارهای اسراف گرانه همین احساس خود ممتاز بینی است.
امام صادقعلیه السلام این حالت را بسیار زیبا توصیف نموده که دیگر نیازی به توضیح ما نیست:
آیا گمان میکنی، خدا به کسی که مال داده به نسبت احترام اوست و یا به کسی نداده، به واسطه پستی اوست؟ نه چنین است؛ بلکه مال، مال خداست. آن را به عنوان امانت نزد شخص قرار میدهد و اذن داده که به طور میانه روی از آن بخورد و بیاشامد و لباس بپوشد و ازدواج کند. بر مرکب سوار شود و زیادتی آن مال را به فقرا برساند و رفع احتیاجشان کند. پس هر کس به این دستور عمل نموده، آنچه را خورده و آشامیده و پوشیده و سوار شده و نکاح نموده، تمام بر او حلال است و اگر چنین نکرده، تمام بر او حرام است. پس آیه شریفه را خواند که اسراف نکنید. خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. سپس امامعلیه السلام ادامه داد: آیا گمان میکنی! خدا مالی به عنوان امانت به کسی داد، پس او اسبی برای خود بخرد به مبلغ بیست هزار دینار؛ در حالی که میتوانست اسبی به مبلغ ده دینار بخرد و کاملاً کفایتش میکرد و کنیزی رابیست هزار دینار بخرد؛ در حالی که میتوانست کنیزی به سه دینار بگیرد و او را کافی بود؛ در حالی که خداوند فرموده اسراف نکنید.
5) ذکر الگوهای سازنده و تأثیرگذار از مراقبت و شکر نعمتها
امام صادقعلیه السلام میفرمایند:
پدرم ناراحت میشد از اینکه بخواهد دستش را که آغشته به غذا بود با دستمال پاک کند؛ بلکه به خاطر احترام غذا، دست خود را میمکید و یا اگر کودکی در کنار او بود و چیزی در ظرفش باقی مانده بود، ظرف او را پاک میکرد و حتی خودش میفرمود: گاه میشود غذای کمی از سفره بیرون میافتد و من به جستجوی آن میپردازم، به حدّی که خادم منزل میخندد (که چرا دنبال یک ذره غذا میگردم) سپس اضافه کرد، جمعیتی پیش از شما میزیستند که خداوند به آنها نعمت فراوان داد، امّا ناشکری کردند و مواد غذایی را بیجهت از میان بردند و خداوند برکات خود را از آنها گرفت و به قحطی گرفتارشان کرد.
6) ذکر ثوابهای جذّاب و تشویق کننده
برای مثال درباره مواد غذایی و مراقبت از مصرف بیرویه و اسراف و دور ریختنیهایی که در سطح کلان به مبالغ هنگفتی میرسد، میتوان به آداب طعام خوردن در اسلام مراجعه کرد در این باره علّامه مجلسیرحمه الله بابی گشوده است.
در حدیثی از علیعلیه السلام آمده است که:
آنچه از سفره میریزد، بخورید که در خوردن آن شفاست.
(فراموش نکنیم که آن مسؤول چینی در خوردن چند دانه برنج چه گفت).
شخصی به امام صادقعلیه السلام از دردی شکایت کرد و حضرت برای شفا، خوردن همین غذاهای ریخته در سفره را پیشنهاد نمود و او استفاده کرده و خوب شد.
خوردن این ریزههای سفره فقر و پریشانی را برطرف میکند و فرمودهاند هر که پاره نانی را بردارد و بخورد یک حسنه دارد. و اگر پاره نانی را از جای آلوده بردارد و تمیز کند، هفتاد حسنه دارد (یعنی آن را برای خوردن دیگر موجودات حفظ کند) و فرمودهاند: خورده ریزها در بیابان را برای حیوانات و پرندگان بگذارید.
راوی میگوید:
در خدمت حضرت صادقعلیه السلام بودم، دیدم که بعد از طعام میگردد و آنچه روی زمین افتاده بر میدارد، حتی کنجد و امثال آن را، گفتم: فدای تو شوم، اینها را جمع میکنید؟ فرمود: که اینها روزی توست، مگذار برای دیگری که شفایند از هر دردی.