ImamatKarbarView
اوصیکم عبادالله و نفسی و نفسی و نفسی بتقوی الله خودم و شما برادران و خواهران ایمانی ام را به تقوای الهی، پرهیزگاری و به خویشتن داری دعوت و سفارش می کنم.
انسان متقی معیار زندگی اش اهل بیت و سیره معصومین است زندگی انسان اهل تقوا وقف اهل بیت است و بر اساس محبت به معصومین پایه گذاری می شود، انسان متقی پیرو اهل بیت است در شادی اهل بیت شاد و در مصیبت اهل بیت محزون و عزادار است.
آقا امام صادق می فرماید رحم الله شيعتنا، خلقوا من فاضل طينتنا و عجنوا بماء ولايتنا، يحزنون لحزننا و يفرحون لفرحنا امام می فرماید خدا رحمت کند شیعیان ما را، امام شما شیعیان رو دعا کرده، می فرماید خدا رحمت کند شیعیان ما را، رحم الله شیعتنا که از باقی مانده گل ما خلق شدند یعنی شیعیان ذاتا پاک هستند خلقوا من فاضل طينتنا از گل ما خلق شدند خمیرمایه شان با آب ولایت ما بسته شده است وعجنوا بماء ولايتنا ولایت ما در سرنوشت انها عجین گشته است وقتی ما محزون می شویم آنها هم محزون می شوند يحزنون لحزننا با ناراحتی ما ناراحتند و روز فرح ما روز شادی آنهاست و يفرحون لفرحنا با شادی ما شاد و خوشحالند.
این یک معیار هست برای زندگی ما بر اساس محبت معصومین که خودشان برای ما معیار قرار دادند حتی برای خنده ها و گریه های ما، برای شادی و ناله های ما یک معیاری به ما دادند گفت؛
خنده از لطفت حکایت می کند
گریه از قهرت شکایت می کند
این دو پیغام مخالف در جهان
از یکی دلبر روایت می کند،
خنده و گریه ضد هم هستند متضاد هم هستند، اما می شود خنده محبوب را نشان بدهد گریه هم محبوب را نشان بدهد از یک دلبر روایت کنند خنده برای ذات اقدس اله و آل الله باشد و گریه هم برای خدا و پیغمبر و اهل بیت رسول خدا باشد هر دو می تواند برای یک معنا باشد هم گریه ما و هم خنده ما.
و انها هم به من و شما خیلی محبت دارند خصوصا وجود نازنین امام رضا که معروف به امام رئوف هست محبت عجیبی به شیعیان دارند.
در روایتی آمده است یک مرد کوهستانی به سوی مرو و طوس حرکت می کند که امام رضا را ببیند در روایت آمده است که من جبل از مناطق بلند و دور آمده بود امام رضا رو ببیند یک هفته در راه بود تا امام رضا رو زیارت کند خب یک هفته در بیابان و گرد و غبار و خستگی راه، وقتی رسید به شهر گفت اول برم یک حمامی یه دوشی بگیرم بدنم را پاک کنم تطهیر کنم غسل زیارت کنم بعد به محضر امام رضا نایل بشوم، رفته بود حمام، از قضا امام رضا هم قصد حمام کرده بود خب امام رضا ان روز به ظاهر ولیعهد بودند و در دنیا یک مقام دنیوی هم داشتند گرچه مقام امام رضا به واقع هم در دنیا و آخرت بالاست ولی اون روز به عنوان ولیعهد وقتی می خواستند برن حمام خب حمام را قرق می کردند آمدند حمام را بررسی کنند کسانی اگر حمام هستند بیرون کنند که امام رضا وارد حمام بشود گفتند آقا جان یه پیرمردی هست صبر بکنید ما ایشون رو بیرون کنیم آقا اجازه ندادند فرمودند ایشون باشند امام رضا وقتی وارد حمام شدند خب گرمابه های اون روز هم تاریک و هم بخار گرفته بود، این شخصی هم که حمام بود ،این پیرمردی که از راه دور آمده بود برای زیارت امام رضا، امام رضا رو که نمی شناخت، گفت اینجا دلاکی یا کیسه کشی نیست آقا فرمودند که دلاک می خواهی چکار کیسه کش می خوای چکار من خودم هستم، این شخصیت که امام جامعه اونروز بود یک روستایی که از راهی دور آمده بود خب شاید ان موقع ها تو روستاها حمام هم نبوده، حمام ندیده بود شهر رسید گفت یک چرک بدنی بریزم و تو راه هم بود خسته بود و گرد و غبار راه گقت که اینجا دلاک نیست کیسه کش نیست آقا امام رضا می فرماید دلاک می خوای چیکار، من خودم هستم کیسه کش می خوای چیکار، کیسه رو به دست خودش کرد شروع کرد به کیسه کشیدن خب دید خیلی بدنش چرک داره اما تا چرک بدنش بالا می اومد امام رضا آب می ریخت که این چرکش رو به چشمش نیاد او نبیند.
در اسرار التوحید، در مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر نوشته اند که روزی به حمام آمده بود و دلاک وقتی کیسه می کشید این چرک را می آورد روی شانه اش و روی دوشش سرازیر می کرد که ببیند که چقدر چرک از بدنش خارج کرده این رسم دلاکهاست شیخ ابوسعید ابوالخیر گفت اولا این کار ریاست ثانیا جوانمردی این نیست که شوخ را به چشم مرد کشیدن، شوخ یعنی چرک،
دلاک این جوانمردی نیست که چرک بدن مرا به چشم من می کشانی و به چشم من می آری.
امام رضا این را رعایت می کرد وقتی چرک بدنش بالا می آمد زود آب می ریخت که او خجالت نکشد خب ما روحموان هم مریض هست روحمان هم بیمار است روحمان هم چرکین است ائمه ما اینگونه نگاه نمی کنند اگر ما گنهکار هم باشیم آنها نگاه به گناهمان نمی کنند، نگاهی به چرک بدنمان و روحمان نمی کنند انها ما رو پاک می کنند، امام رضا مشغول کیسه کشیدن بودند،
یک چند نفر از اعیان و اشراف و بزرگان و دوستان امام رضا قصد دیدار امام رضا رو کردند فهمیدند امام رضا به حمام امدند انها هم آمدند
وقتی برای دیدن امام رضا وارد حمام شدند گفتند السلام علیک یا ابن رسول الله این پیرمرد تعجب کرد که این یابن رسول الله کیه که اینا سلام کرد دید که همینی که داره پشتش رو کیسه می کشد جواب سلام این ها را داد و فرمودند سلام علیکم و رحمه الله فهمید امام رضاست که داره برای او کیسه می کشد خودش رو انداخت روی پای امام رضا گفت آقا جان منو ببخشید من شما را نشناختم، آقا فرمود اجازه بده من کارم را انجام بدم گفت آقاجان به خدا قسم من یکی دو هفته تو راه بودم از جای دور آمدم که تو را ببینم و از تو بخواهم که وقت مردنم سر بالین من بیایید آقا امام رضا فرمودند که اگر می خواهی من وقت مردنت سر بالینت بیایم اجازه بده من کارم را تمام کنم هر چه خواست این کار نشود اما شرط امام رضا این گونه بود انها می خوان کاری هم بکنند اینطوری مشروط می کنند و امام رضا کیسه را کشید و کار که تموم شد این پیرمرد صدا زد آقاجان سر بالینم می آیید گفت می آیم.
در روایت آمده است یک روزی در یک جلسه ای انصار و اعوان و یک سری از دوستان با امام رضا نشسته بودند یک وقت دیدن امام رضا غائب شد تو جلسه نیست بعد از مدتی آقا امام رضا امد گفتند آقاجان کجا بودید یکدفعه غائب شدید فرمودند همان پیرمردی که من برای او در حمام کیسه کشیدم وقت مردنش بود بر بالینش حاضر شدم و برای او نماز خواندم ایشون از دنیا رفتند.
امام رضا اینگونه هستند.
موسی بن سیار نقل می کند که وقتی به شهر طوس رسیدیم دیدیم جنازه ای را دارند می برند یک وقت دیدیم امام رضا از کجاوه پیاده شدند دنبال این تابوت دویدند وقتی به تابوت رسیدند رفتند زیر تابوت را گرفتند مثل کسی که عزیزش مرده باشد چجوری فرزند زیر تابوت پدر را می گیرد برادر زیر تابوت برادر را می گیرد فرزند زیر تابوت مادر را می گیرد چطور انجا احساسات درونی اش را پیاده می کند امام نیز تمام محبتش رو زیر تابوت پیاده کرد وقتی تابوت به قبرستان رسید تابوت را به زمین گذاشتند امام بالای سر این تابوت رفت کفنش را کنار زد صورتش را باز کرد راوی می گوید من دیدم یک جوانی هست امام فرمود نترس صورت رو صورت اون جوان گذاشتند و فرمودند نگران نباش از این به بعد خوفی برایت نخواهد بود همه اش سرور است و خوشی،
همه گفتند این کیست پدر این جوان هم گفت که این کیست که روی جنازه فرزندم افتاده گفتند این ثامن الحجج هست پدرش گفت والله پسرم شبانه روز امام رضا رو صدا می زد آقاجان همیشه به یاد شما بود
امام فرمود ما دوستان خود را می شناسیم لازم به معرفی شما نیست ما می شناسیم ما می دانیم
این امام رضای ماست که فرمود سه جا ما شما رو تنها نمی گذاریم هر کسی از راه دور به زیارت من بیاید و مرا در غربت زیارت کند در روز قیامت در سه موقف به یاری اش می آییم تا او را از ناراحتی ها و هول قیامت نجات بدهیم
اول در آن هنگامی که نامه اعمالش رو به دستش می دهند وقتی نامه اعمال رو به دست ما می دهند یا به دست راست ما یا یا دست چپ ما میدهند امام به رضا می فرماید من ان موقع می آیم
دوم ان زمانی که می خواهیم از پل صراط عبور کنیم امام رضا می فرماید من می آیم و به شما کمک می کنم
سوم هنگام میزان در آن وقتی که اعمال رو رسیدگی می کنند امام رضا می فرماید من می آیم امام رضا می آید ان شاءالله .
آقا شیخ مرتضی حائری یزدی فرزند موسس حوزه علمیه قم آشیخ عبدالکریم حائری یزدی یک مجتهد بنامی بود شیخ مرتضی حائری یزدی استاد مقام معظم رهبری بود خیلی به امام رضا ارادت داشت علاقه داشت هر وقت حوزه تعطیل می شد یک دو سه روزی می فهمید حوزه قم تعطیل هست راه می افتاد به هر نحوی بود با هر سختی ای بود خود را به مشهد می رسوند به زیارت امام رضا به مشهد الرضا می رفت می گویند حدود هفتاد بار امام رضا را زیارت کرد ایشان می گفت که ما چهارده معصوم را در امام رضا خلاصه کردیم و آخرین باری که به زیارت امام رضا رفت وقتی از زیارت بیرون آمد یکی از شاگردانش همراهش بودند گفت این آخرین باری است که من به زیارت امام رضا آمدم آخرهای عمرم هست
سوال کرد استاد از کجا می گویید اینقدر مطمئن حرف می زنید گفت امام رضا به من فرمود که شما دیگر به زیارت من نمی آیید ما به دیدن شما می آییم معلوم است دیگر عمر من کفایف نمی کند بار دیگر به زیارت امام رضا بیایم وصیت هاش را کرد،
آیت الله العظمی مرعشی نجفی با همین آشیخ مرتضی حائری یزدی با هم قرار گذاشتند که هر کدام زودتر از دنیا رفتیم از انور عالم خبر بدیم
آشیخ مرتضی حائری یزدی زودتر از دنیا رفته بود شبی حالا در عالم خواب یا جور دیگری آشیخ مرتضی حائری یزدی را می بیند آیت الله مرعشی سوال می کند که اون ور چه خبر است میگوید وقتی من مردم و مرا داخل قبر گذاشتند دو ملک اومدند از من سوال کنند خیلی ترسیدم خیلی ترسیدم اما یک وقت دیدم از راه دور یه صدایی می آید که نترس نترس هرچه اون صدا نزدیک تر شد این دو ملک از من دورتر شدند تا وقتی که ان نور و ان چهره نورانی نزدیک شد و ان چهره زیبا به من رسید انها به کلی رفتن از من سوال کرد ترسیدی گفتم تا تمام عمرم اینقدر نترسیده بودم گفتم آقاجان شما؟ گفت هفتاد بار به زیارت ما امدی ما اولین بار است که به بازدید آمدیم شصت و نه بار دیگر طلب دارید و ما می آییم این امام رضای ماست ان شاالله که سر بالین ما بیاید مورد شفاعت امام رضا قرار بگیریم در قیامت امام رضا دست همه ما را بگیرد ان شالله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد ولم یکن له کفوا احد صدق الله العلی العظیم
خودم و همه نمازگزاران جمعه این هفته را به تقوای الهی به پرهیزگاری، به خویشتن داری به دوری از گناه به مبارزه با نفس اماره و نظم در امورات زندگی دعوت و سفارش می کنم در کتاب قیم نهج البلاغه امیرالمومنین در حکمت صدوسی آمده است که آقا امیرالمومنین می فرماید ان خیر الزاد التقوی بهترین ره توشه ی سفر اخروی تقواست پس تقوا داشته باشیم اگر عزت دنیا و آخرت را می خواهیم تقوا داشته باشیم اگر عظمت می خواهیم تقوا داشته باشیم اگر آبرو می خواهیم تقوا داشته باشیم یکی از تقواها این است که نسبت به همدیگر نسبت به مومنین نگاه مثبت داشته باشیم آبروی همدیگر را حفظ کنیم آبروی همدیگر را نبریم آبروی مومن را به تاراج نگذاریم وجود نازنین پیغمبر به کعبه نگاه کرد فرمود کعبه تو حرمت داری و محترمی، اما حرمت تو کجا و حرمت مومن کجا، مومن جانش، مالش، عرضش، آبرویش، همه محترم است
شخصی آمد محضر پیغمبر گفت یا رسول الله من می خواهم خدا آبروی مرا حفظ کند فرمود آبروی کسی را نبر، اگر می خواهی آبروی تو حفظ بشود آبروی کسی را نبر اگر آبروی کسانی را تاراج بگذاری بدان که یک روزی یک جایی تو کاسه ات می گذارند
مواظب باشیم در دهه کرامت قرار داریم نگاه ما نسبت به همدیگر، نگاه کریمانه باشد
ولادت امام رضا امام هشتم را به محضر امام زمان، رهبر عظیم الشان و به شما شیعیان و شیفتگان و پیروان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می کنم
یک سخنی از امام رضا معروف به حدیث سلسله الذهب هست را بیان می کنم
وقتی امام رضا را از مدینه حرکت دادند به سوی ایران و از شهرهای ایران گذر دادند تا به خراسان و طوس و مشهد الرضا ببرند به نیشابور رسیدند
ده هزار راوی قلم به دست منتظر شنیدن سخنی از امام رضا بودند که امام رضا سخنی بگوید و انها یادداشت کنند و بنویسند و مکتوب کنند
امام رضا سر از محمل بیرون آوردند و حدیثی بیان کردند که معروف شد به حدیث سلسله الذهب
چرا گفتند حدیث سلسله الذهب چون امام رضا فرمود من از پدرم موسی بن جعفر شنیدم امام هفتم از پدرش امام صادق شنیده است و امام ششم از پدرش امام محمد باقر شنیده است امام پنجم از پدرش امام زین العابدین سید الساجدین نقل روایت کرده است امام چهارم از پدرش آقا حسین بن علی نقل حدیث می کند امام سوم از وجود نازنین امیرالمومنین پدر بزرگوارش نقل روایت کرده است و وجود نازنین امیرالمومنین علی بن ابیطالب از پیغمبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله نقل کردند سلسله الذهب یعنی همین، یعنی زنجیره طلا یعنی همه سلسله راویان این حدیث همه ناب، طلای ناب و همه از معصوم هستند
پیغمبر می فرماید جبرئیل آمده است از ناحیه پروردگار عالم به من فرمود یعنی کلام کلام خداست شاید بپرسید آیه قرآن نیست؟ نه آیه قرآن نیست همه کلمات پروردگار عالم در قرآن نیامده است برخی از بیانات پروردگار عالم در قالب حدیث و روایت به ما رسیده است معروف به حدیث قدسی است و حدیث قدسی با قرآن فرق می کند آنچه که در قرآن آمده است کلماتش و مفاهیمش همه از عالم بالاست یعنی هم لفظش و کلماتش، هم مفهومش و معنایش از خود خداست ولی حدیث قدسی اینگونه نیست تنها کتابی که در بین همه کتاب های آسمانی و غیر آسمانی که لفظ و معنا از عالم بالا باشد قرآن است که معجزه پیغمبر است اما حدیث قدسی معنا و محتوایش از عالم بالاست معنا و مفهوم از خداست که به قلب پیغمبر نازل شد و پیغمبر با لفظ خودش بیان کرد مثل این روایت که خدا فرمود كَلِمَةُ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ حِصْني فَمَنْ دَخَلَ حِصْني اَمِنَ مِنْ عَذابي،
خدا فرمود لا اله الا الله دژ مستحکم الهی است یعنی زندگی توحیدی، پذیرفتن وحدانیت خدا، اعتقاد به وحدانیت پروردگار عالم حصار مستحکم الهی است حصار امن خداست، هر که داخل این حصار بشود هر کی زندگی توحیدی را بپذیرد وحدانیت را قبول کند، در زندگی اش پیاده کند خدا می فرماید امان از عذاب من است .
خب خیلی ها وحدانیت خدا را شاید پذیرفته باشند برخی از یهودی ها، برخی از مسیحی ها و ادیان و فرق دیگر
شاید شما از امام رضا بپرسید و شاید اون روز هم سوال کردند امروز هم این سوال هست آیا همه کسانی که لا اله الا الله گفتند امان از عذاب خدا هستند یا سوال پرسیدن یا نه خود امام رضا ادامه دادند یک مقدار که جلوتر رفت سر از محمل بیرون آورد و فرمود به شرطها و شرطها و انا من شروطها
اینکه کسی لا اله الا الله بگوید و امان از عذاب خدا باشد شرطی دارد که شرطش من هستم شرطش امام رضا هست یعنی امامت است ولایت است نه ولایت امام رضا، ولایت امیرالمومنین، ولایت وجود نازنین پیغمبر اسلام و شاید ولایت فقیهی که امروز هست
چون ولایت مال خداست، نه پیغمبر ولایت دارد، نه امام ولایت دارد و نه فقیه ولایت دارد مگر اینکه خدا داده باشد خدا ولایت خود را به پیغمبر داد و پیغمبر بر ما ولایت دارد ،خدا به امیرالمومنین ولایت داد که بعد فرمود ولایت علی بن ابیطالب حِصْني فَمَنْ دَخَلَ حِصْني اَمِنَ مِنْ عَذابي
ولایت علی حصار و دیوار من هست و هر که در این دژ مستحکم الهی وارد بشود امان از عذاب خداست یعنی کسی ولایت علی را بپذیرد وحدانیت خدا را پذیرفته است ولایت الله را پذیرفته است در آن حدیث قدسی هم فرمود لَوِ اجْتَمَعَ النّاسُ عَلی ولایه عَلِی بْنِ أبی طالِبٍ لَما خَلَقت النّارَ اگر همه مردم می آمدند زیر پرچم علی من آتش را خلق نمی کردم خب وقتی همه ولایت علی رو بپذیرند یعنی وحدانیت خدا را پذیرفتند حاکمیت الله را پذیرفتند دیگر خلقت آتش معنا ندارد اگر به واقع پذیرفته باشند چه ولایت ولایت امیرالمومنین باشد چه ولایت ولایت امام زمان باشد چه در زمان غیبت ولایت فقیه باشد که امام راحل عظیم الشان می فرماید استمرار حرکت انبیا و ائمه طاهرین ولایت فقیه است ولایت فقیه که ائمه ما امضا کردند امام عسکری می فرماید مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ می گه اگر در بین فقها نمی فرماید در بین علما می فرماید اگر در بین فقها، فقیهی رو پیدا کردی صائن نفسش باشد نفسش رو حفظ کند دنیاطلب نباشد هواپرست نباشد مُخالِفا على هَواهُ ،مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ مطیع پروردگار عالم باشد حافظ دین باشد دین خدا را حفظ کند پشت سر اون آقا قرار بگیرید او ولایت بر شما دارد که این ولایتی است امام آن رو احیا کرد و امروز ردای ولایت زیبنده قامت رسای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای است.
وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا زیر پرچم ولایت باشیم تفسیرش امروز اینه زیر پرچم باید ولایت فقیه باشیم که ولایت امام زمان و زمینه سازی حکومت مهدوی از اینجا نشات می گیرد البته ما شیعیان همیشه زیر پرچم ولایت بودیم
یکی از مناسبت های هفته بعد لغو امتیاز تنباکو در پی فتوای یک روحانی یک مرجع تقلید بود ایران آن روز امتیاز انحصاری خرید و فروش و تهیه توتون و تنباکوی سراسر کشور رو به مدت پنجاه سال به یک شرکت بیگانه انگلیسی به نام تالبوت داده بودند که خبر به ولی انروز آیت الله مجاهد میرزا محمدحسن شیرازی قدس الله نفس الزکیه رسید میرزای بزرگ میرزای شیرازی با صدور فتوای کوتاهی این قرارداد را لغو کرد نوشت الیوم استعمال تنباکو و توتون، بأیّ نحوٍ کان، در حکم محاربه با امام زمان است،
پس از صدور این فتوا مردم تبعیت از مرجعیت را وظیفه شرعی و تکلیف دینی خود دانستند قلیانها را شکستند توتون ها و تنباکوی فراوانی را به آتش کشیدند تا این امتیاز لغو شد دیو استبداد شکست خورد انگلیس استعمارگر با حرکت مردم عقب نشینی کرد این از بیداری مرجعیت و روحانیت و اطاعت و پیروی مردم ان روز از رهبران دینی حاصل شده یعنی در هر زمانی ما با روحانیت باشیم با ولایت فقیه باشیم با مرجعیت باشیم پیروز هستیم اگر نه شکست می خوریم اگرچه در این پنج دهه انقلاب تمام تلاش دشمن این بود که مردم را از روحانیت و مرجعیت و ولایت دور کند فاصله بیندازد اما مردم ما، مردم دینی هستند مردم مذهبی هستند مردم ولایی هستند مردمی هستند که زیر پرچم امامت هستند زیر پرچم ولایت هستند در این چهارده قرن دینشان را از روحانیت گرفتند زحمات روحانیت را می دانند و می شناسند و لذا تمام شیعیان مسلمانان جهان عزت و عظمت خود را از روحانیت از مرجعیت از ولایت فقیه می دانند شما جبهه انقلاب را ببینید از سید حسن نصرالله رهبر فقید و شهید حزب الله لبنان تا سید بدرالدین حوثی رهبر انصارالله یمن تا حماس و جهاد و غزه فلسطین، حشد الشعبی و جبهه مقاومت عراق و حزب الله بحرین و جریان مقاومت کشورهای مختلف همه خود را زیر پرچم ولایت می بینند و عزت خود رو از رهبر ما می دانند لذا امروز ما می توانیم با همراهی با ولایت ان حاکمیت اسلامی و حکومت عدل جهانی رو رقم بزنیم و زمینه ساز ظهور امام زمان باشیم البته این بستگی به اعمال ما دارد بستگی به عملکرد ما دارد که آیا می توانیم زمان ظهور رو رقم بزنیم جلو بیندازیم یا ایجاد حکومت عدل الهی با عملکرد ما به تاخیر بیفتد این امکان هم هست گاهی یک جامعه ای ان شایستگی را ندارد که امام زمان ظهور کند گاهی فساد ان جامعه، فحشای ان جامعه، گاهی برهنگی اون جامعه ای که امروز می خواهند با نزدیک شدن به حکومت مهدوی مبارزه کنند و این امت امتی نباشد که ظهور امام زمان را رقم بزند فساد و فحشا را در جامعه ما زیاد کردند شما میبینید در هیچ کشوری کار به حجاب اون کشور ندارند اما به حجاب کشور ما کار دارند بچه های ما رو دارن برهنه می کنند سربرهنه می کنند حالا من هفته بعد ان شاءالله در این باره بیشتر صحبت می کنم اما عزیزان من این فرزندان من و شما هستند تو شب ها ، غروبها تو خیابون های شهر ما قدم می زنند روسری ها رو از سرشان برداشتن بچه های من و شما هستن از جای دیگه نیومدن وقتی تذکر می دهند مادر و پدر میان وارد می شوند مادری که خودش روسری دارد خودش حجاب دارد
اما می گوید دختر من بچه است چرا این بچه است دختر هفده ساله بچه است مگر در فقه ما نیامده است در نه سالگی دخترانمان بالغ می شوند مگر در روایات ما نیامده است از شش هفت سالگی بچه های خود را با حجاب و با عفاف، با نماز و با احکام دین آشنا کنید
امروز در شهر ما برخی از دخترها کشف حجاب میکنند از جای دیگه نیامدند دخترهای شهر ما هستند
آمرین به معروف هم که تذکر می دهند مگر چی می خواهند مگر مخالف شما هستند مگر دشمن شما هستند اینا دلسوز شما هستند دلشان برای جامعه و شهرشان می سوزد این مادری که، این خواهری که، این برادری که تذکر می دهد امر معروف می کند تذکر لسانی می دهد دلشان برای شما می سوزد برای بچه های شما می سوزد
شاید ما این عملکرد ما ظهور را عقب بندازه مقام معظم رهبری در روز شهادت امام صادق این هشدار را داده بودند که در سال هفتاد قمری قرار بود ان حاکمیت الهی اتفاق بیفتد اما با شهادت امام حسین هفتاد سال به تاخیر افتاد یعنی گفتند در سال صد و چهل این اتفاق در زمان امام صادق خواهد افتاد اما چون مردم شیعه ان روز اسرار نگه نداشتند و حاکمیت امامت اتفاق نیفتاد تا زمان غیبت امام زمان هم اتفاق نیفتاد و الان هم زمان ما هست که آیا ما می توانیم واقعا ان حاکمیت الهی را رقم بزنیم یا نه؟
این بستگی به عملکرد من و شما دارد اینکه چقدر تابع ولایت فقیه هستیم
پیامی که مقام معظم رهبری در صد سالگی باز تاسیس حوزه علمیه داده اند پیام حوزه پیشرو و سرآمد، این نه فقط برای حوزویان، بلکه برای نخبگان جامعه بلکه و برای همه مردم جامعه ایران است که جایگاه هزار ساله حوزه و روحانیت و ولایت فقیه رو بشناسیم جایگاه حوزه را بدانیم امروز عزت ما، شرف ما، این اقتدار ما، این امنیت ما از حوزه های علمیه است اگر در آفریقا و در نیجریه بیست و پنج میلیون شیعه داریم این عملکرد حوزه است اگر امروز یمن اونجوری ایستادگی می کند به رهبری فرزند حوزه علمیه است اگر سید حسن نصرالله انگونه رهبری می کرد او نیز دست پرورده و فرزند حوزه هست اینها نتیجه عملکرد حوزه هستند این حوزه هزار ساله و حوزه بازتاسیس صد ساله ی گذشته قم هست که این عملکردش هست، چقدر بچه های خود را به حوزه علمیه می فرستید الان ایام ثبت نام حوزه هست چقدر در این راه شما قدم برمی دارید و ادامه دهنده راه حوزویان خواهید بود ولایت فقیه افتخار حوزه است.
نوه امام سید حسن آقای مصطفوی یا خمینی می گفت که من در زمان حیات مرحوم پدرم حاج احمد آقا از ایشان سوال کردم اگر شهید بهشتی یا شهید مطهری زنده بودند آیا باز هم آقای خامنه ای رهبر می شدند پدرم گفت بله با بودن آن دو شهید بزرگوار هم حضرت آقا رهبر می شدند گفتم برای چی؟ گفت برای اینکه زعامت و رهبری در مذهب تشیع باید مورد توجه خاص حضرت ولی عصر باشد یعنی خود امام زمان در انتخاب نائبش دخالت دارد حالا وقتی امام زمان در انتخاب نائب دخالت دارد آیا در رهبری و مدیریت این جامعه اسلامی به رهبر ما عنایت ندارد؟ توجه ندارد؟ علامه بزرگوار حسن زاده آملی می فرمود که گوش تان به دهان رهبری باشد که گوشش به دهان امام زمان هست یعنی همین.
وقتی رهبری می فرماید که مذاکره با آمریکا عاقلانه نیست هوشمندانه نیست شرافتمندانه نیست ما خیلی جدی نمی گیریم اما امروز می فهمیم که آقا واقعا واقعیت را می گفتند
رئیس جمهور آمریکا در صد روز اول ریاست جمهوریخود ۱۸۲ تحریم نفتی جدید علیه ایران اعمال کرده و هر دوره ای مذاکره می شد یه بسته تحریمی را اعلام می کرد و هشتمین بسته ای را که هفته گذشته اعلام کرد هفت شرکت و دو نفتکش ایران رو تحریم نمود این چه مذاکره ای هست که همراه با تهدید باشد مذاکره ای که با نگاه لیبی کردن ایران باشد که ایران رو می خواهیم لیبی کنیم مذاکره ای که با تحریم های جدید همراه باشد این مذاکره نیست
من قبلاً پیشنهاد کردم که اگر اینگونه هست یه مقدار از میز مذاکره فاصله بگیرید یه چند هفته ای پای مذاکره نروید که الحمدالله این کار اتفاق افتاد و مطمئن باشیم که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.
زوزه ی سگ همیشه بلنداست برخی ها می ترسند یا واقعا غرب زده هستند، رژه ارتش در روز ارتش رو مانع مذاکره می بینند تیتر می زنند "رژه در میانه مذاکرات"، خب چه ربطی دارد مگر روز ارتش ما هر ساله رژه نمی رفتیم انها وقتی تهدید می کنند مذاکره خراب نمی شود ما رژه میریم مذاکره خراب می شود برخی چقدر کج فهمند کم فهم هستند که اینگونه حرف می زنند
یا حمله موشکی یمن به اسرائیل رو مخل مذاکرات می دانند تو روزنامه تیتر می زنند" اثر شلیک بر مذاکرات" یعنی دنیا رو تعطیل کنید، یمن از خودش دفاع نکند چون به تریش قبای مذاکره ما برنخوره خب چه ربطی دارد یمن برای خودش دفاع می کند حماس دفاع می کند همه تعطیل کنند چون ما مذاکره داریم، آمریکایی که در مقابل یمن نتوانست تحمل کند و ترامپ اعلام می کند من حملات به یمن رو متوقف می کنم از این آمریکا نترسید
یمن هیمنهی این ابرقدرت یا ابرقدرت مآب را با دست خالی شکست ما امروز باید در مذاکرات با قدرت حضور پیدا کنیم.
تغییر نام خلیج فارس اگر این اتفاق بیفتد این از حماقت ترامپ است چون خلیج فارسی که وقتی کشتی های آمریکا می آیند فرزندان سپاه و ارتش و نیروی مسلح و نیروی دریایی ما به انها مجبور می کنند که فارسی صحبت کنید به آنها اعلام میکنند اینجا ایران است اینجا خلیج فارس است باید فارسی صحبت کنید حالا اگر بخواهند نام خلیج را عوض کنند عواقبی خواهد داشت که به ضرر انها خواهد بود.
یک مطلبی را درباره شهرستان عرض کنم که درباره جوان های شهرستان جویبار است هفته قبل بازدیدی از باشگاه ورزشی فرهنگی شهروند جویبار داشتیم واقعا حظ کردم واقعا لذت بردم این همه جوان و این همه نوجوان در یک مجموعه ورزشی سرشار از انرژی واقعا جای خوشحالی دارد باید به مدیریت باشگاه شهروند و به دست اندرکاران، مربیان ورزشی، معلمان فرهنگی ان مجموعه تبریک بگویم باشگاهی که از سال هشتاد و هفت در همه رده های سنی از شش سالگی به بالا در رده های جوان و نوجوان و بزرگسال فعالیت می کند سی نفر کادر مربیگری و فنی و مدیریتی هستند در دو قالب و در دو بخش: یک مدرسه فوتبال- دوم باشگاه فوتبال
پانصد جوان را جذب کردند پانصد جوان و نوجوان را من خودم از نزدیک دیدم کار بسیار عالی بود و افتخارات بسیار بزرگی نیز کسب کردند در تمامی رده های تیمی در سطح باشگاه های استانی قهرمانی دارند ده تیم این مجموعه در باشگاه های استان تیم های برتر استان هستند بازیکن برای تیم های بزرگ باشگاه های کشور و حتی تیم ملی پرورش دادند الان در تیم ملی فوتبال کشور هم در رده بزرگسالان هم در نوجوانان بازیکن جویباری ها دارند از این تیم شهروند حتی بازیکن در خارج از کشور هم داریم به قول معروف لژیونر هم داریم پانزده بازیکن در باشگاه های دسته برتر کشور توپ می زنند اما متاسفانه حمایتی از سوی مسئولان دولتی و خصوصی نداشتند حتی زمین ورزشی ندارند زمین رو هم از این روستا، از ان روستا اجاره می کنند تمرین و ورزش می کنند، آیا جای بدبختی نیست که یک تیمی که پانصد تا جوان را می تواند جذب کند زمین ورزشی هم نداشته باشد؟ ،حالا هزینه مربیان و مسابقات هم بماند ،من به نظرم باید مردم مسئولین پای کار بیایند امسال که سال سرمایه گذاری در تولید با مشارکت مردم است چه سرمایه گذاری از تولید انسان صالح و سالم و تولید قهرمانی و تولید افتخارات نظام برتر و بالاتر داریم نیاز به مساعدت دارند هم خیرین، هم سرمایه گذاران، هم اسپانسرها یعنی حامیان مالی پای کار بیایند فرماندار هم حضور داشت من خدمت فرماندار عرض کردم به مسئولین شهرستانی، نمایندگان مردم، مسئولین استانی و استاندار محترم عرض می کنم که این باشگاه فرهنگی ورزشی که در راستای انسان سازی و ترویج ورزشکاری و فرهنگ ورزشکاری و جوانمردی فعالیت می کند یک نگاه ویژه ای داشته باشند یک زمینی از منابع طبیعی یا از مسکن و شهرسازی یا از هر جایی دیگر، جهت راه اندازی یک ورزشگاه مناسب و مدرسه فوتبال در اختیار این باشگاه ورزشی فرهنگی شهروند قرار بدهند البته تعهد بگیرند که تا زمانی که فعالیت ورزشی و کاربری ورزشی دارند در اختیارشان باشد اگه بخواهند کاربری را عوض کنند ازشان گرفته شود این چه عیبی دارد زمینی از منابع طبیعی یا از جاهای دیگر دارید به اینها بدهید این شهرستان برای تولید قورباغه زمین دادند معلوم نیست انجا چیکار می کنند برای تولید قورباغه، اما برای تولید انسان های قهرمان و پهلوان می خواهیم زمین بدهیم خساست می کنیم زمین برای اسب دوانی دادند شاید یه اسب هم اونجا پیدا نشود اما برای این ورزشی که پانصد جوان را اینها جذب کردند، مسئولین حمایت کنند اینها جوانان شما هستند فرزندان شما هستند فرزندان این مرز و بوم هستند آینده سازان نظام و مملکت هستند نیاز به مساعدت دارند من از مسئولین می خواهم دست مسئولین را می فشاریم کمک هم بخواهند ما کمک می کنیم جاهایی که نیاز است ما وارد بشیم ما کمک کنیم هستیم در خدمت شما تا این کار انجام بشود. ان شاءالله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبْتَرُ صدق الله العلی العظیم