ImamatKarbarView
وَ قَالَ (علیه السلام) كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ، وَ مَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَيْهِ، وَ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِ؛ وَ مَا ابْتَلَى اللَّهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ.
آقا امیرالمومنین (ع) در حدیثی که در حکمت 116 نهج البلاغه ذکر شده است، می فرماید: چه بسيارند كسانى كه به سبب نعمتى كه به آنها داده شده در غفلت فرو مىروند و به سبب پردهپوشى خدا بر آنها مغرور مىگردند و بر اثر تعريف وتمجيد از آنان فريب مىخورند و خداوند هيچ كس را به چيزى مانند مهلت دادن (و ادامه نعمتها و ترك عقوبت) آزمايش نكرده است.
هشدار به چهار چيز:
«مستدرج» از ریشه «استدراج» به معناى چیزى را تدریجاً به سمت و سویى بردن آمده است. در قرآن مجید این تعبیر در دو آیه (182 سوره «اعراف»، و 44 سوره «قلم») ذکر شده و مفهوم آن در هر دو مورد یکى است و آن این که کسى را مرحله به مرحله بدون این که خود متوجه شود در دام مجازات گرفتار کنند درست مثل این که کسى از بیراهه به سوى پرتگاه مى رود اما نه تنها او را از این کار نهى نکنیم بلکه به دلیل آنکه مستحق مجازات و کیفر است او را نیز تشویق کنیم. ناگهان به لب پرتگاه مى رسد و خود را در دام مجازات مى بیند، وحشت مى کند و راه بازگشت در برابر خود نمى بیند و از همان جا مى لغزد و در پرتگاه سقوط مى کند. خدا به افرادى که طغیان را به اوج خود مى رسانند نیکى مى کند، نعمت مى بخشد، مقام مى دهد و ناگهان در میان ناز و نعمت گرفتار مجازاتشان مى سازد، مجازاتى که در آن حالت بسیار دردناک است.
در آیه 44 سوره «انعام» مى خوانیم: «(فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَىْء حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُّبْلِسُونَ); هنگامى که آنچه را به آن ها تذکر داده شده فراموش کردند ما درهاى همه گونه نعمت را بر آنها گشودیم تا زمانى که (کاملاً) به آنچه به آنها داده شده بود خوشحال شدند. ناگهان آنها را به عذاب گرفتار ساختیم و یکباره نومید شدند».
دومین جمله اشاره به کسانى است که مورد آزمون الهى از طریق پرده پوشى خداوند نسبت به گناهان آنها قرار مى گیرند. خدا، ستار العیوب است و تا آن جا که ممکن باشد بر گناهان بندگانش پرده مى افکند تا بیدار شوند و توبه کنند و به راه حق باز گردند ولى گروهى به عکس، مغرور مى شوند و از این ستر الهى فریب مى خورند و بر شدت و کثرت گناه مى افزایند. با توجه به این که «چون که از حد بگذرد رسوا کند» سرانجام پرده ها بالا مى رود و آنها رسواى خاص و عام مى شوند.
جمله سوم اشاره به یکى دیگر از راه هاى نفوذ شیطان و هواى نفس در انسان است; گاه مردم از روى حسن ظن و گاه از طریق تملق و چاپلوسى به مدح و ثناى افرادى مى پردازند; ولى گاه آنها که از حال خود باخبرند و وضع خود را با آنچه به صورت مدح و تمجید گفته مى شود کاملاً متفاوت مى بینند بیدار شده و سعى مى کنند خود را با حسن ظن مردم موافق کنند، گاهى با این سخنان، فریب مى خورند و خود را مقرب درگاه الهى و در اوج فضیلت و اخلاق مى پندارند، در حالى که در دام شیطان و هواى نفس گرفتارند.
چهارمین جمله اشاره به حال کسانى است که خداوندِ حلیم و غفور آنها را از طریق بخشیدن نعمت و گسترش روزى و مانند آن مى آزماید شاید به پاس نعمت هاى الهى بیدار شوند و باز گردند; این گسترش نعمت ها سبب غفلت و بى خبریشان شده و همچنان راه خطا را با شتاب ادامه مى دهند، ناگهان خدا آنها را گرفته و مجازات مى کند; مجازاتى که بسیار دردناک است، زیرا در میان نعمت هاى الهى غوطهور و سرگرم لذاتند که در یک لحظه همه چیز دگرگون مى شود و همچون «قارون» که با داشتن آن همه امکانات در اوج غرور و غفلت قرار داشت، گرفتار عذاب ناگهانى الهى شده و در یک لحظه همه چیز خود را از دست مى دهند.
قرآن مجید در شرح حال قوم «سبا» و سرگذشت آنها به همین معنا اشاره کرده است; خدا آنها را مشمول انواع نعمت ها قرار داد، سرزمینى پر از نعمت و خدایى آمرزنده داشتند (بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ)(سبأ، آیه 15) اما هواى نفس و شیطان کار خود را کرد و آنها را به ناسپاسى و طغیان واداشت. ناگهان سد عظیمِ «مأرب» بر اثر نفوذ آب و جانوران در آن شکست و سیلاب عظیمى به راه افتاد و باغ ها و زراعت ها و کاخ ها را در هم کوبید و در هم برد و تنها زمینى بایر و ویران به جاى ماند به گونه اى که باقى مانده جمعیت مجبور شدند از آن سرزمین کوچ کنند.
حضرت فاطمه(س)، یک رهبر واقعی با جهادی نمونه
فاطمهی زهرا سلاماللهعلیها در نقش یک رهبر واقعی است؛ همانطور که امام بزرگوار فرمودند که اگر فاطمهی زهرا مرد بود، پیغمبر میشد. یعنی یک رهبر بهتمام معنا، مثل یک پیغمبر، مثل یک هدایتگر عموم بشر است.
جهاد حضرت زهرا سلاماللهعلیها در میدانهای مختلف، یک جهاد نمونه است جهاد فقط شمشیر گرفتن و جنگ کردن در میدان قتال نیست؛ جهاد شامل جهاد فکری، جهاد عملی، جهاد تبیینی و تبلیغی و جهاد مالی است.
در منطق دین هم، تبیین، مهمترین وظیفهی پیغمبران است. دشمنان پیغمبران از جهلها و پردهپوشیها استفاده میکنند. همچنان که تبیین حقایق در سیرهی علوی نمود پررنگی داشت. بسیاری از خطبههای نهجالبلاغه تبیین واقعیاتی است که در جامعهی آن روز وجود داشته است.
مبنای مهم قیام حسینی نیز تبیین بود. امام حسین را فقط بهجنگ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین است. بهتبیین او، امر بهمعروف او، نهی از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در منی و عرفات، خطاب بهعلما و نخبگان باید شناخت.
رهبر انقلاب می فرمایند: «تبیین اساس کار ما است. ما با ذهنها و دلها مواجهیم؛ باید دلها قانع بشود. اگر دلها قانع نشد، بدنها بهراه نمیافتد»(12/04/1395) امروز همهی ما بایستی در میدان تبیین حرکت بکنیم»(05/07/1400).
رهبر معظم انقلاب وقتی از جهاد تبیین سخن میگویند قاعدتا منظورشان حرکتی عادی و معمولی نیست؛ بلکه تحول و تغییری جهادی و بنیادی است که تمایز مشخصی با حرکتهای پیشین دارد، یعنی هم از حیث کمیت و مقدار و هم از لحاظ کیفیت و شیوههای انجام، باید بهنحوی انقلابی، با حرکت معمول متفاوت باشد.
عصر قیام فاطمی(س)، عصر تقابل «ترور» و «تبیین»
اینکه امام باقر علیهالسلام بعد آموزش متن زیارت عاشورا یادآور شدند: «إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَزُورَ الْإِمَامَ الْحُسَینَ عَلَیهِ السَّلَامُ بِهَذِهِ الزِّیارَةِ كُلَّ یوْمٍ مِنْ دَارِكَ فَزُرْهُ، وَ لَكَ ثَوَابُ جَمِیعِ ذَلِكَ»(زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص236)؛ گویای این حقیقت است که در متن زیارت عاشورا درسهایی اساسی و مهم نهفته است که یک شیعه هر روز باید این درسهای را مرور نماید و آن درسها را در برنامه زندگی روزانه خود بگنجاند.
یکی از درسهای اساسی زیارت عاشورا تبیین فرایند دشمنی و توطئه جریان طاغوت با ارزشهای الهی و رهبران الهی است. در زیارت عاشورا قبل از آنکه بگوییم «و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ» میگوییم: «وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ و َاَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِیها؛ و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبههائى که خداوند آن رتبهها را بهشما داده بود».
این فراز گویای این حقیقت است که جریان طاغوت برای از بین بردن ارزشها و رهبران الهی از ترور سهمرحلهای استفاده میکند:
1) ترور شاخصها (دفعتکم عن مقامکم)
2) ترور شخصیتها (ازالتکم عن مراتبکم)
3) ترور شخصها (قتلتکم، «مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ أَوْ مَسْمُومٌ»(كفایة الأثر، ص162)).
فرصت جهاد تبیین، ذیل راهبرد جهاد کبیر
هرچند ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها، فرصت تبیین حقایق اسلام ناب است ولی باید توجه داشت که جهاد تبیین ذیل «جهاد کبیر» و راهبرد عدم اطاعت از دشمن و قرار نگرفتن در زمین بازی دشمن است. کفار بهطرق مختلف بهدنبال آن بودند که پیامبر خدا و مسلمانان را بهتبعیت از خود وادار کنند. در چنین فضا و شرایطی بود که خداوند خطاب بهپیامبر عظیمالشأن اسلام توصیه و امر میفرمود: «یا أَیهَا النَّبِی اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ»(احزاب: 1)؛ «فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِینَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِیرًا»(فرقان: 52).
جهاد کبیر باید سرلوحه کار تمامی کسانی باشد که میخواهند از ارزشهای الهی در برابر هجمه همهجانبه دشمنان در شرایط کنونی حفاظت کنند. بهطور مثال در ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، دشمن در سه محور غربی، عبری و عربی با تحریک دو جریان «شیعه انگلیسی» و «سنی آمریکایی» در صدد ایجاد تفرقه و اختلاف و نزاع در جامعه اسلامی ما است. از این رو باید در میدان جهاد تبیین بهگونهای مدبرانه و هنرمندانه عمل کرد که در دام ترفند سیاستِ تفرقه بینداز و آقایی کن(فَرِّق تَسُد) دستگاه استعمار و استکبار نیفتاد. چرا که با تحقق سیاست شیطانی تفرقهافکنی، جریان ترورهای سهگانه فعالتر خواهد شد.
استان خوزستان نیازمند مدیران بومی، دلسوز و کاربلد است
در این ایامباتوجه به تغییر دولت، شاهد تغییرات مدیران در استان و شهرستان هستیم و برخی از مدیران نیز در نوبت تغییر هستند.
نکته حائز اهمیت آن است که وزیران، استاندار و مسئولان محترم در انتخابهای خودشان، شاخص های مدنظر رهبرانقلاب را سرلوحه انتخاب های خودشان داشته باشند و بر انتخاب مدیران بومی، متدین، انقلابی، دلسوز و کاربلد و فارغ از جناح بندی های سیاسی و قومیتی تاکید داشته باشند.
متاسفانه طی چند وقت گذشته شاهد گعده های سیاسی و طیف بندی های سیاسی به صورت علنی و پناه در استان و شهرستان جهت عزل و نصب برخی مدیران هستیمکه بیشتر این گعده ها به دلالی مدیریتی شباهت دارد تا انتخاب مدیران شایسته.
به همه مسئولان و کسانی که با حرارت و شور بسیار به دنبال منافع شخصی، جناحی، قومیتی و غیره خود هستند، میگویمکه آخرتی هم وجود دارد و مراقب اعمال، رفتار و گفتارتان در پیشگاه خداوند باشید و از آه و ناله مردم بترسید.